یک...دو...سه

....
يك...
دو....
سه....
چندين و چند
...
هر چقدر مي شمارم خوابم نمي برد
من اين ستاره هاي خيالي را
كه از سقف اتاقم
تا بينهايت خاطرات تو جاري است
....
يادش بخير
وقتي بودي
نيازي به شمردن ستاره ها نبود
اصلا يادم نيست
ستاره اي بود يا نبود
هر چه بود شيرين بود
حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها

حرف دلتو بزن !!!

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

یه تنها.یه عاشق.یه فانوس شکسته

یه مرداب تو پاییز.یه صحرا خاک خسته

نمیخوام بمونم.برام دنیا سیاهه

.حضورم غریبه.غرورم بی پناهه

شب عشق.شب درد.شب تنهایی مرد

شب بغض.شب کوچ.شب سربی.شب سرد.

شب خاموش بی وزن.شب مرگ هم اوایی

شب سنگی.شب سربی.شب اواز تنهایی

شبی که لحظه های بی تو بودن

نفس گیره.سیاهه.بی عبوره

سکوتم اخرین فریاد عشقه

خیالت اخرین سنگ صبوره

هنوزم بغض بارونی چشمات

میتونه واسه دلتنگیم بباره

تو این پاییز سنگی.دست سبزت

رو زخم بی کسیم.مرحم بذاره